فایل شاپ

فروش مقاله،تحقیقات و پروژه های دانشجویی،دانلود مقالات ترجمه شده،پاورپوینت

فایل شاپ

فروش مقاله،تحقیقات و پروژه های دانشجویی،دانلود مقالات ترجمه شده،پاورپوینت

بررسی رابطه عشق مثلثی با رضایت زناشویی در بین دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر

هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه رضایت زناشویی و عشق مثلثی در بین دانش جویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر بود فرضیه اصلی تحقیق حاضر عبارت بود از اینکه بین عشق مثلثی و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد جامعه مورد مطالعه عبارت بود از کلیه دانش جویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز که 30 نفر به طور تصادفی انتخاب گردیده و آزمون رضایت زناشویی
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 69 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 83
بررسی رابطه عشق مثلثی با رضایت زناشویی در بین دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

فصل اول:کلیات پژوهش .............................................................7

چکیده………………………………………………...8

مقدمه………………………………………………....8

بیان مسأله……………………………………………...10

هدف تحقیق...................................................................11

اهمیت وضرورت تحقیق...................................................11

تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها......................................12

فصل دوم: ادبیات پژوهش.........................................................14

2-1 پیشینه نظری.......................................................................15

خانواده و ضرورت ازدواج.............................................15

تعریف ازدواج..............................................................16

اسلام و ازدواج.............................................................16

اهداف ازدواج.............................................................18

فواید ازدواج...............................................................19

انگیزه های ازدواج.......................................................20

مهمترین انگیزه های تشکیل خانواده در اسلام...................21

سن ازدواج..................................................................24

سن مناسب ازدواج........................................................30

ازدواج سالم و پایدار.....................................................32

عوامل توفیق و حفظ زناشویی........................................33

خصوصیات خانواده سالم................................................38

ازدواج.......................................................................44

نیازهای عاطفی درازدواج.............................................45

عشق رمانتیک..............................................................49

تجربه های رایج و مشترک در عشق...............................50

موراد متفاوت در تجربه عشق........................................52

انواع عشق.................................................................54

جدایی عشق و ازدواج در گذشته.................................55

آخرین یافته های تحقیقاتی ازدواج در ایران..................60

مثلث عشق.................................................................60

نظریه مثلثی عشق........................................................63

مدل مثلثی عشق.........................................................64

اندازه گیری و تعیین عشق شما.....................................67

2-2 تحقیقات انجام شده...........................................................70

فصل سوم: روش شناسی پژوهشی..........................................71

روش اجرای تحقیق....................................................72

جامعه پژوهش............................................................72

نمونه و روش نمونه گیری...........................................72

ابزار پژوهش.............................................................72

روش آماری تجزیه و تحلیل اطلاعات...........................73

فصل چهارم: یافته ها و تجزیه و تحلیل داده ها.....................74

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری............................................82

خلاصه یافته ها..........................................................83

پیشنهادات............................................................................85

محدودیت ها.......................................................................85

منابع ومأخذ........................................................................86

ضمائم

پرسش نامه رضایت زناشویی

پرسش نامه عشق مثلثی

فصل اول

کلیات پژوهش

"چکیده"

هدف از تحقیق حاضر بررسی رابطه رضایت زناشویی و عشق مثلثی در بین دانش جویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر بود فرضیه اصلی تحقیق حاضر عبارت بود از اینکه بین عشق مثلثی و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد. جامعه مورد مطالعه عبارت بود از کلیه دانش جویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز که 30 نفر به طور تصادفی انتخاب گردیده و آزمون رضایت زناشویی و عشق مثلثی بر روی آنها اجرا گردید و جهت آزمون فرضیه ها از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که بین رضایت زناشویی و عشق مثلثی و ابعاد آن رابطه معنا داری وجود دارد.(5% > P)

"مقدمه"

ازدواج و زناشویی به معنی غریزی و لغوی آن امری است که در میان همه جانداران وجود و رواج دارد و بین انسان و حیوان امری قابل ملاحظه و رویت است . در رابطه با انسان مساله نکاح مطرح است که در آن ایجاد زمینه برای رشد و پیشروی و آسایش و سعادت و همکاری و مساعدت ها قابل ذکر است . از دید اسلام غریزه جنسی امری منفور و مانع تکامل بشریت نیست بلکه زمینه را برای زندگی مناسب انسانی و وصول به مرحله محبت و مودت خالص فراهم می آورد . عامل سکون است که در سایه آن رشد و ارتقا و تکمیل و تکامل مطرح است . با استفاده از این غریزه است که خانواده پدید می آید و آن عامل اصلی و هسته اولیه حیات و سعادت اجتماع است . در سایه آن تعلق هر مردی به زنی و زنی به مردی و نیز زندگی اشتراکی چند مرد با چند زن از میان می رود. سردرگمی و هرج و مرج زندگی ، بی تفاوتی در برابر نسل جدید محکوم شده و امکان رشد و انتقال فرهنگ میسر می گردد. ( قائمی ،1363 )

هر پسر و دختری که به سن رشد و بلوغ می رسند بزرگترین آرزویشان این است که ازدواج کنند . (نجاتی ، 1380 )

با تاسیس زندگی مشترک زناشویی ، استقلال و آزادی بیشتری بدست آورند ، یار و مونس مهربان و محرم رازی داشته باشند . آغاز زندگی سعادتمندانه خویش را از زمان ازدواج حساب می کنند و برایشان جشن میگیرند . زن برای مرد آفریده شده و مرد برای زن و مانند مغناطیسی یکدیگر را جذب میکنند، زناشوئی و تاسیس زندگی مشترک خانوادگی یک خواسته طبیعی است که غرایزش در وجود انسانها نهاده شده است و این خود یکی از نعمت های بزرگ الهی است .

خداوند بزرگ در قرآن مجید از این نعمت بزرگ یاد کرده است و می فرماید : "یکی از آیات خداوند این است که از خود شما برایتان همسران آفرید تا با آنها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید ودر میانتان دوستی و مهربانی افکند ودر این موضوع برای اندیشمندان آیات و نشانه هائی است."

پیغمبر اسلام فرمود: مردی که زن نداشته باشد مسکین و بیچاره است،گرچه ثروتمند باشد و زنی که شوهر نداشته باشد مسکین و بیچاره است،گرچه ثروتمند باشد.

آری خداوند مهربان یک چنین نعمت گرانبهائی را به بشر اعطا کرده است. لیکن افسوس و صد افسوس که از این نعمت بزرگ قدردانی نمی کند وچه بسا به واسطه نادانی و خودخواهی همین کانون مهر ومودت را بصورت یک زندان تاریک بلکه جهنم سوزانی تبدیل میسازد . در اثر جهالت و نادانی بشر است که محیط نورانی و با صفای خانواده بصورت زندان دردناکی تبدیل میشود که اعضائ خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن زندان تاریک بسر برند یا پیمان مقدس زناشوئی را متلاشی سازند و اگر زن وشوهر به وظیفه خویش آشنا باشند و عمل کنند محیط خانه مانند بهشت برین باصفا و نورانی میگردد.(امینی،1354)

"بیان مساله"

واضح است که عشق برای افراد مختلف معنائی بسیار متفاوت دارد.در کل عشق به مجموعه ای از احساسات مثبت و عمیق اشاره میکند ،که معطوف به فردی دیگر است برای اینکه زندگی زناشوئی به خوشنودی بینجامد باید احساسات عمیق اعلام شود و پاسخی مناسب از طرف مقابل دریافت کند. افراد با هدف همنشینی نیز ازدواج میکنند.عشق مربوط به همنشینی،محبتی است که نسبت به افرادی احساس میکنیم که زندگیمان بطور عمیق با آنها پیوند خورده است. این همان عشقی است که به شراکت در تجربه استوار است وعشقی که در آن میدانیم طرف مقابل همیشه در کنار ماست. عشقی که با آن می دانیم همیشه به خاطر آنچه هستیم پذیرفته می شویم . زوج های امروزی با هدف تحقق انتظارشان ازدواج می کنند و شناخت انتظارات بیان آنها و تلاش برای تحقق آن در حد اعتدال چیزی است که خشنودی را در روابط زناشوئی تحقق میسازد و افراد انتظار دارند که از همسرانشان بطور خاص واز ازدواج بطور عام سود مطمئنی عایدشان شود که تمام این مسایل میتواند ارتباط مهمی با عشق آن هم از نوع مثلثی داشته باشد و اینکه هر چه عشق از لحاظ عزت وشهوت بالاتر باشد رضایت زناشوئی می تواند بیشتر باشد .عشق و رضایت زناشوئی احساساتی است که در زندگی عشق و رضایت زناشوئی احساساتی است که در زندگی میتواند در رضایت طرفین از زندگی نقش بسزائی داشته باشد ولی اگر ارزیابی ناپسند و تحقیر کننده یکی از طرفین باعث بهم خوردن زندگی و عشق می شود و با انجام تحقیق حاضر وشناسائی رابطه متغیرهای مورد مطالعه گامی در جهت افزایش رضایت زناشوئی زوجین و تامین بهداشت روانی خانواده مورد بررسی قرار می دهیم .

"هدف تحقیق"

هدف کلی تحقیق حاضر تعیین رابطه عشق مثلثی با رضایت زناشوئی است.

و اهداف جزئی تحقیق عبارتند از:

تعیین رابطه بعد تعهد عشق مثلثی با رضایت زناشوئی

تعیین رابطه بعد شهوت عشق مثلثی با رضایت زناشوئی

تعیین رابطه بعد صمیمیت عشق مثلثی با رضایت زناشوئی

"اهمیت و ضرورت تحقیق"

پی بردن به شخصیت و قابلیتها و توانائی ها یا تصور فرد از عشق دررابطه با زناشوئی و مسایل مربوط به زندگی و تصورات مثبت و متعادل از خود داشتن می تواند در زندگی زناشوئی و تداوم و یا بر هم ریختن آن نقش بسزائی داشته باشد . نوع عواطف ،ادراکات واحساساتی است که در زندگی می تواند در رضایت طرفین از زندگی نقش بسزائی داشته باشد. ولی اگر ارزیابی ناپسند و تحقیر کننده یکی از طرفین باعث بهم ریختن زندگی و عشق می شود و با انجام تحقیق حاضر و شناسائی رابطه متغیرهای مورد مطالعه گامی در جهت افزایش رضایت زناشوئی زوجین و تامین بهداشت روانی خانواده مورد بررسی قرار می دهیم.

"فرضیه تحقیق"

فرضیه کلی: بین عشق مثلثی و رضایت زناشوئی رابطه وجود دارد.

1 : بین بعد تعهد عشق مثلثی و رضایت زناشوئی رابطه وجود دارد.

2 :بین بعد شهوت عشق مثلثی و رضایت زناشوئی رابطه وجود دارد.

3 : بین بعد صمیمیت عشق مثلثی و رضایت زناشوئی رابطه وجود دارد

"تعریف مفهومی و عملیاتی متغیر ها"

تعهد

شهوت ابعاد عشق مثلثی متغیر مستقل

صمیمیت

رضایت زناشوئی : متغیر وابسته

تعریف مفهومی عشق مثلثی :

یافتن همسری برای شریک زندگی که رویدادی مهم در رشد بزرگسالی است که تاثیر عمیق در سلامت روانی دارد.و این رویداد فرآیند پیچیده ای است که به مرور زمان شکوفا می شود و تحت تاثیر انواع رویدادهای زندگی زناشویی و تفاهم و مسائل جنسی قرار می گیرد . ( سید محمدی ،1385)

تعریف عملیاتی عشق مثلثی :

نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه عشق مثلثی اشترنبرگ بررسی می کند .

تعریف مفهومی رضایت زناشویی:

رضایت از زندگی زناشویی عبارتند از اینکه روابط زندگی بین زوجین که با تفاهم و روابط صمیمانه بین زن و شوهر برقرار می شود که گاهی اوقات با عشق و گاهی با تنفر روبرو می شود و بالاخره عبارتند از اینکه آزمودنی از آزمون رضایت زناشویی اینریچ بدست آورده است. (صبوری راد ،1384)

تعریف عملیاتی رضایت زناشویی :

نمره ای است که آزمودنی در پرسشنامه رضایت زناشویی اینریچ بدست می آورد.

فصل دوم

ادبیات پژوهش

(پیشینه پژوهش)

2-1 پیشینه نظری

"خانواده و ضرورت ازدواج"

هر یک از نویسندگان و جامعه شناسان به شکل خاصی خانواده را تعریف کرده اند به نحوی که ارائه یک تعریف جامع از خانواده شاید دشوار به نظر آید. در تعاریف گوناگونی که از خانواده ارائه شده است می توان به تعریفی که خانواده را یک واحد اجتماعی که از ازدواج یک زن و مرد به وجود می آید و فرزندان حاصل از این پیوند آن را تکمیل می کنند اشاره کرد.

مک آیور خانواده را گروهی می داند دارای روابط جنسی و پایا و مشخص که به تولید مثل و تربیت منتهی می شود.

لوی خانواده را واحدی اجتماعی می داند که براساس ازدواج به وجود می آید و یا خانواده را پیوندی می داند که با نهاد ازدواج ، که مورد تصویب جامعه قرار گرفته است در ارتباط است. راجرز خانواده را نظامی می داند نیمه بسته که تشکیل شده از اعضایی که با وضعیت ها و مقام های گوناگون در خانواده و اجتماع که با توجه به محتوای نقش ها ، وضعیت ها ، افکار و ارتباطات خویشاوندی که مورد تایید جامعه ای است ، ایفای نقش می کند .

انسان دانسته یا ندانسته در پی گزینش همسری است که صفاتی همچون او داشته و از نظر موقعیت زناشویی همانند خودش باشد . همسانی میان دو نفر نه تنها آن را به سوی یکدیگر می کشاند بلکه پیوند و وصلت آنها را ایجاب می کند . هر چه همسانی بین زوجین از نظر مذهبی ،نژادی ،اقتصادی ، اجتماعی و ..... بیشتر باشد به همان اندازه نیز اختلافات و کشمکش های بین آنها نیز کمتر می باشد . این منطقی است که هر کس خواهان انتخاب کسی می باشد که همانند خودش باشد زیرا این امر بر استواری و پایداری ازدواج آنها می افزاید. در اکثر مناطق و جوامع ، زناشویی به طور تصادفی صورت نمی گیرد، بلکه عواملی در این انتخاب و گزینش تاثیر دارند.

"تعریف ازدواج"

ازدواج ارتباطی است که دارای تامیت بی نظر و گسترده ای می باشد. ارتباطی که دارای ابعاد زیستی، عاطفی ، روانی، اقتصادی و اجتماعی است و به عبارت دیگر همزیستی زوجین در درون خانواده موجب چنان ارتباطی عمیق و همه جانبه ای می شود که بی هیچ شک و شبهه ای قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی باشد به نحوی که قرارداد ناشی از آن دارای نوعی تقدس شده است.

به طور کلی ازدواج را می توان عملی دانست که موجب پیوند دو جنس مخالف بر پایه روابط پایای جنسی می شود و با انعقاد قراردادی اجتماعی مشروعیت اجتماعی پیدا می کند.(نجاتی،1380)

"اسلام و ازدواج"

ازدواج و زناشویی به معنی غریزی و لغوی آن امری است که در میان همه جانداران وجود و رواج دارد و بین انسان و حیوان امری قابل ملاحظه و رویت است.در رابطه با انسان مساله نکاح مطرح است که در آن ایجاد زمینه برای رشد وپیشروی و آسایش و سعادت و همکاری و مسا عدت ها قابل ذکر است. از دید اسلام غریزه جنسی امری منفور و مانع تکامل بشریت نیست بلکه زمینه را برای زندگی مناسب انسانی و وصول به مرحله محبت و مودت خالص فراهم میآورد. عامل سکون است که در سایه آن رشد وارتقا و تکمیل و تکامل مطرح است. با استفاده از این غریزه است که خانواده پدید می آید وآن عامل اصلی و هسته اولیه حیات و سعادت اجتماع است. در سایه آن تعلق هر مردی به زنی و زنی به مردی و نیز زندگی اشتراکی چند مرد با چند زن از میان می رود . سردرگمی و هرج ومرج زندگی ، بی تفاوتی در برابر نسل جدید محکوم شده وانتقال فرهنگ میسر می گردد.(قائمی ،1363،نجاتی 1380)

هر پسرو دختری که به سن بلوغ و رشد میرسند بزرگترین آرزویشان این است که ازدواج کنند. با تاسیس زندگی مشترک زناشوئی ،استقلال وآزادی بیشتری بدست آورند .یار ومونس مهربان و محرم رازی داشته باشند .آغاز زندگی سعادتمندانه خویش را از زمان ازدواج حساب می کنند و برایشان جشن می گیرند. زن برای مرد آفریده شده و مرد برای زن و مانند مغناطیسی یکدیگر را جذب می کنند،زناشوئی و تاسیس زندگی مشترک خانوادگی یک خواسته طبیعی است که غرایزش در وجود انسان ها نهاده شده است . و این خود یکی از نعمت های بزرگ الهی است.

خداوند بزرگ در قرآن مجید از این نعمت بزرگ یاد کرده است و می فرماید : " یکی از آیات خداوند این است که از خود شما برایتان همسران آفرید تا با آن ها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید ودر میانتان دوستی و مهربانی افکند ودر این موضوع برای اندیشمندان آیات و نشانه هائی است." پیغمبر اسلام فرمود: مردی که زن نداشته باشد مسکین و بیچاره است،گرچه ثروتمند باشد و زنی که شوهر نداشته باشد مسکین و بیچاره است،گرچه ثروتمند باشد.

آری خداوند مهربان یک چنین نعمت گرانبهائی را به بشر اعطا کرده است. لیکن افسوس و صد افسوس که از این نعمت بزرگ قدردانی نمی کند وچه بسا به واسطه نادانی و خودخواهی همین کانون مهر ومودت را بصورت یک زندان تاریک بلکه جهنم سوزانی تبدیل می سازد . در اثر جهالت و نادانی بشر است که محیط نورانی و با صفای خانواده بصورت زندان دردناکی تبدیل میشود که اعضائ خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن زندان تاریک بسر برند یا پیمان مقدس زناشوئی را متلاشی سازند و اگر زن وشوهر به وظیفه خویش آشنا باشند و عمل کنند محیط خانه مانند بهشت برین باصفا و نورانی میگردد.(امینی،1354)

"اهداف ازدواج"

هدف از ازدواج فقط ارتباط جنسی نمی تواند باشد. تداوم نسل و تشکیل خانواده از وظایف اصلی زوجین است. بهره گیری فیزیکی ، رابطه جنسی اساس زندگی زناشوئی تلقی می شود و ارضا قانونی و طبیعی فقط می تواند از طریق ازدواج فراهم شود . مسئله شایستگی عاطفی و روانی جز عوامل سازگار در ازدواج می باشد. خلق و خو ،روحیات پسندیده و به بلوغ رسیده و معقول می باشد که یک ازدواج را در بدترین شرایط پا بر جا نگه می دارد . شخصیت و خصوصیات فردی جهت بر قراری رابطه خوب از ضروریات شکل گیری ازدواج است.رشد و انعطاف های معقول و طبیعی برای بر پایی زندگی مشترک زوج های جوان را به تفاهمات عمیق تر و بهتری راهنمایی می کند. هدایت و حفظ وابستگی های نرمال بین خانواده قبلی وخانواده جدید می تواند توازنی مثبت ایجاد کرده و بر استحکام خانواده جدید بیفزاید . بودن توانایی جنسی از امور ضروری دیگری است که باید در امر بر پایی و شکل گیری ازدواج مورد توجه قرار گیرد(نجاتی 1380)

اهداف ازدواج پاسخ به نیازهای روانی و جسمانی و ایجاد کانون انس ،الفت،آرامش،رافت و مهربانی بین زن و مرد و کمک به تعادل و رشد یکدیگر در سایه عفت وپاکدامنی است . برای تحقق این اهداف باید تمام مراحل ازدواج بر اساس اصول شرعی و علمی با استفاده از مشاوران ذی صلاح انجام گیرد. یکی دیگر از هدف های ازدواج که نتیجه اهداف کلی بالاست،ادامه نسل و تربیت فرزندان صالح است که بار سنگین بر دوش والدین می باشد و ایجاب می کند که هر دو با رعایت اصول تعلیم و تربیت در پرورش آنان بکوشند و به جای تبعیت از اصل کمیت یعنی فرزندان زیاد غیر صالح به تولید فرزند کمتر ولی صالح همت گمارند.( بیرجندی،1380)

"فواید ازدواج"

ازدواج اگر بر اساس مقاصدی اندیشیده و با اندیشه تشکیل خانواده صورت گیرد دارای فواید و مزایایی است که اهم آن عبارتند از: بلوغ شخصیتی و جنسی انسان ، نجات از رکورد و جمود ،بیداری و هوشیاری در زندگی ، دوری و بر کناری از بوالهوسی و هرزه گردی، آرامش جسم و روان ،ر فع نیاز طبیعی و غریزی ، آرامش یافتن از شور و هیجان نگران کننده ، پدید آمدن محبت و الفت بین دو تن ،قرار گرفتن افکار در مسیر درست ، آشنایی با واقعیت هایی که تا دیروز از نظر ها دور مانده بودند، تجلی صمیمت و عشق عمیق در سایه روابط زناشوئی......

ازدواج سبب پیدایش همکاری ،همراهی ، همدردی ،یگانگی ،نیرومندی، پذیرش متقابل و دور نگه داشتن جامعه از آلودگی ها خواهد بود. خانواده ضامن تکامل اجتماعی است.

حرکت سالم اجتماعی بر محور خانواده و دوام و بقای بشریت به آن استوار است. حیات اجتماعی بر این رکن استوار می شود و سعادت و بهروزی مردم براساس آن بنیانگذاری می شود . بدیهی است که اگر ازدواج ترک و نادیده گرفته شود از سلامت جسم و روان خبری نخواهد بود . نسل بشر رو به فنا خواهد گذارد. تعادل روانی از دست خواهد رفت جرائم و انحرافات در اجتماع توسعه و گسترش خواهد یافت،یاس و افسردگی و دلمردگی و سردرگمی نسل و هرج و مرج در روابط در اثر بی خانوادگی بر جامعه غلبه خواهد یافت.(قائمی،1363)

"انگیزه های ازدواج"

آن چه به عنوان مهمترین عامل تشکیل خانواده شناخته شده عشق است. آن هم به معنای اوج صمیمیت به عنوان محرک قدرتمندی برای زوج ها که یار و یاور هم باشند،خوشبخت شوند و تشکیل خانواده بدهند ، هر چند عشق برای ادامه زندگی و حفظ زندگی زناشویی کافی نیست و نقشی در ایجاد خصوصیت شخصی و مهارت هایی که لازمه زندگی مشترک موفق است ندارد. علاوه بر مورد ذکر شده انگیزه های دیگری شناخته شده و یا ناهوشیار نیز موجب ازدواج می گردد که اهم این انگیزه ها به قرار ذیل است : ( آرون تی بک،1380)

الف- یافتن شریک و همدم :

ازدواج از یک دید ،زمینه ای است برای بازگشت به امری که در آغاز آفرینش آدمی وجود داشته است، فراهم گردد. یعنی وحدت و یگانگی ،وحدتی که دو تن را کاملا یکی کند و از حالت من بودن به ما شدن بکشاند.

ب) ارضا نیاز جنسی :

آدمی دارای غرایز متعددی و از جمله غریزه جنسی است . میل به ارضای آن زمینه را برای گرایش زن و مرد نسبت به هم فراهم می کند. این گرایش و اشباع امری ضروری است ،زیرا موجبی برای ایجاد پیوند و عاملی برای زندگی مشترک و تشکیل خانواده است.

ج) تداوم نسل :

جامعه انسانی برای بقای نسل نیاز به تولید مثل دارد. این نیاز به صورت انگیزه جنسی در هر انسانی وجود دارد و زمینه را برای گرایش نسبت به هم و آمیزش با هم و در نتیجه تولید مثل فراهم می سازد. وجود فرزند از یک سو ، موجب بقای خانواده و از سوی دیگر عاملی برای احساس کمال و در نتیجه خواستاری آن است.(قائمی،1366)


بررسی و مقایسه نگرش مردان و زنان مجرد معلول نسبت به ازدواج با افراد سالم

معلولیت از جمله عوامل و نقایص مختل کننده است که می تواند در تمامی ابعاد زندگی انسان اثر گذاشته و در صورت هدایت نشدن، انسان را به پائین ترین مراحل انسانی اش نازل گرداند امروزه واژة معلول به افرادی تعلق پیدا می کند که توانائی پائین تری از حد طبیعی، که ناشی از یک نارسائی کالبد شناختی می باشد را دارا می باشند و در نتیجه مشکلات زیادی در همسان سازی با
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 59 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 91
بررسی و مقایسه نگرش مردان و زنان مجرد معلول نسبت به ازدواج با افراد سالم

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

چکیده

از آنجائی که ازدواج یک امر مسلم و حیاتی برای انسانها می باشد، بنابراین، بدون استثنا معلولین نیز حق ازدواج کردن را دارا می باشند.بنابر ضرورت این امر، پژوهشگر پژوهشی در زمینة بررسی نگرش افراد معلول در رابطه با ازدواج با افراد سالم را انجام می دهد.جامعه آماری این پژوهش شامل 40 نمونه می باشد که تشکیل می شود از 20 مرد و 20 زن مجرد معلول، پژوهشگر برای بررسی پژوهش خود و فرضیه را ارائه می نماید.

1- بین نگرش زنان و مردان معلول در زمینه ایجاد ارتباط زناشوئی با افراد عادی تفاوت وجود دارد.

2- نوع معلولیت افراد معلول در تمایل آنان به ازدواج با افراد عادی تاثیر دارد.

پس از تحقیق و بررسی در زمینه نگرش افراد معلول در رابطه با ازدواج با افراد سالم که توسط پرسشنامه ای خود ساخته انجام شد، نتایج بدست آمده نشان می دهد که بین نگرش مردان و زنان معلول تفاوتی وجود ندارد زیرا با توجه به عدد بدست آمده از آزمون t غیر همتا و مقایسة آن با t جدول در سطح %5 مشاهده می شود که t محاسبه کوچکتر از t جدول می باشد و در نتیجه فرضیه تحقیق رد و فرض صفر تائید می شود و همچنین نوع معلولیت نیز در نگرش آنان برای ازدواج هیچ گونه تاثیری ندارد زیرا معلولین مهمترین مانع را در امر ازدواج احساس حقارت و سربار بودن برای فرد عادی می دانند.

1- مقدمه

معلولیت از جمله عوامل و نقایص مختل کننده است که می تواند در تمامی ابعاد زندگی انسان اثر گذاشته و در صورت هدایت نشدن، انسان را به پائین ترین مراحل انسانی اش نازل گرداند.

امروزه واژة معلول به افرادی تعلق پیدا می کند که توانائی پائین تری از حد طبیعی، که ناشی از یک نارسائی کالبد شناختی می باشد را دارا می باشند و در نتیجه مشکلات زیادی در همسان سازی با افراد همسن و سال خود پیدا می کنند.آنچه که باید در تعریف معلولیت در نظر گرفته شود تفاوتی است که بین واژة Handi.capped و کلمة Disability وجود دارد کلمة Disability به معنی نقص،و کلمة Handi.capped بعنوان بی فایدگی اجتماعی معلولیت بیان شده است.در اکثر پژوهشهای مربوط به معلولین کلمة Disability را بیشتر به کار برده اند تا، بار ارزشی Handi.capped را دارا نباشد.

1.Handiccaped

2.Disability

بنابر تعریف سازمان بهداشت جهانی، معلول فردی است که در اثر ضایعات ارثی، بیماری و یا حوادث و یا کهولت قسمتی از امکانات بدنی یا روانی خود را بطور دائم یا موقت از دست داده است و از استقلال فردی او در آموختن و یا کارکردن کاسته شده است.(اسلامی نسب، 1372).

معلولین با توجه به محدودیت های زندگی خصوصی، شخصی و خانوادگی از ویژگی های خاص برخوردار بوده و برای موارد مختلف زندگی اعم از آموزش، اشتغال، همسر گزینی به شیوه های خاص متوسل می شوند به نظر می رسد که متغیر سن و جنس در ازدواج معلول مؤثر می باشد و ظاهراً ازدواج مرد معلول با زن معلول رایج تر می باشد.زیرا بسیاری از خانواده ها کمتر حاضرند که فرد معمولی همسر فرزند سالم آنها باشد. مرد معلول از امکانات انتخاب بیشتری نسبت به زن معلول برخوردار بوده است و می تواند از میان افراد سالم یا معلول همسر خود را انتخاب نماید.اما برای زن معلول محدودیت بیشتری وجود دارد، ضمناً ازدواج مرد معلول با زن سالم در صورتی میسر می شود که او دارای ویژگی هایی از قبیل، سن بالا، خانواده با وضعیت اقتصادی پائین و نیز نازیبائی باشد.

بین معلول مادر زادی و معلول غیر مادر زادی از لحاظ موفقیت در انتخاب همسر تفاوت دیده می شود و به نظر می رسد که مشکل معلول مادر زادی در همسر گزینی و ازدواج به مراتب بیشتر از معلول غیر مادر زادی باشد، زیرا احتمال ارثی بودن معلولیت در اثر گذاری آن بر روی فرزندان وجود دارد. در تحقیقات انجام شده در زمینه بررسی شیوه های همسر گزینی معلولین، نتایج بدست آمده بیانگر این حقیقت است که، متغیرهای بسیار زیادی در امر ازدواج تاثیر می گذارند و گاه به عنوان عواملی بازدارنده ایفای نقش می کنند آمار نشان می دهد که حدود 45% از افراد جامعه بر اهمیت تاثیر گذاری معلولیت در امر ازدواج واقف هستند.بنظر می رسد که در میان انواع معلولیت، ناشنوایان شانس بیشتری برای تشکیل خانواده را داشته باشند.

2- بیان موضوع پژوهش و ضرورت اهمیت آن

معلولیت یکی از مسائل مهم و پیچیده است که جوامع با آن مواجه هستند عوامل مختلفی که موجب معلولیت ها هستند از گذشتة دور وجود داشته و هم اکنون نیز وجود دارد طبق برآورد سازمان بهداشت جهانی 10% جمعیت جهان را، معلولین جسمی، ذهنی و اجتماعی تشکیل می دهند که اختلالات حرکتی و نقص عضو3% و عقب ماندگی ذهنی3% ، نابینایی 2% کری لالی2% می باشندو یکی از مشکلات عمده افراد معلول در زمینه ازدواج و همسر گزینی می باشد که بنابر ضرورت این موضوع، پژوهشگر در این پژوهش بر آن است که بداند آیا معلولیت به عنوان عامل بازدارنده می تواند باعث عدم تمایل افراد معلول برای ازدواج با افراد عادی شود؟

3- اهمیت موضوع در پژوهش این است که:

با نگرش عمیق به پدیدة معلولیت روشن می گردد که این پدیده موجب محرومیت های گوناکونی می گردد و فشارهای مختلفی برای افراد معلول به وجود می آورد و از آنجائیکه معلولیت به عنوان یک پدیدة اجتماعی اجتناب ناپذیر است مسئولیت هایی را برای عموم و بویژه مسئولین به همراه دارد.این تحقیق می تواند روشن کننده دیدگاههای معلولین در زمینه ازدواج باشد و میزان تمایلات و یا عدم تمایل و بی رغبتی در رابطه با ازدواج با افراد سالم را در میان معلولین منعکس سازد و لذا این پژوهش از آن جهت که در شناسایی و فهرست بندی مسائل اساسی تشکیل دهنده، زیر ساز فکر معلولین در مورد ازدواج و خواستگاه های فکری و عاطفی آنها تلاش می کند، دارای اهمیت ویژه است.

4- هدف پژوهش:

پژوهشگر در این پژوهش سعی در بررسی معلولیت و تاثیرگذاری آن در شیوه نگرش و تمایلات معلولین در انتخاب افراد عادی برای ازدواج دارد.

5- سئوال های پژوهش:

1- آیا افراد معلول تمایلی نسبت به ازدواج با افراد عادی دارند؟

2 – چه عواملی موجب عدم تمابل در زمینه ازدواج معلولین با افراد عادی می باشد؟

3 – آیا بین نگرش زنان و مردان معلول در رابطه با ازدواج با افراد عادی تفاوتی وجود دارد؟

6- فرضیه پژوهش:

1 – بین نگرش زنان و مردان معلول در زمینه ایجاد ارتباط زناشویی با افراد عادی تفاوت وجود دارد.

2 – نوع معلولیت افراد معلول در تمایل آنان با ازدواج با افراد عادی تاثیر دارد.

7- متغیرهای پژوهش:

متغیر مستقل: معلولیت

متغیر وابسته: نگرش نسبت به ازدواج با افراد سالم

متغیر کنترل کننده: جنسیت

8- تعاریف عملیاتی متغیرها:

افراد معلول: افرادی که مجموعه ای از نواقص جسمی و ذهنی در زندگی آنها اثر سوءِ برجای گذاشته و مانع از ادامه زندگی شخص بصورت طبیعی می گردد و این افراد به دلیل عدم امکان زندگی مستقل از نظر شخصی و اجتماعی، نیازمند توانبخشی و کمک دیگران می باشند.افرادی از قبیل نابینایان، ناشنوایان و معلولان جسمی – حرکتی.

افراد سالم: کسانی هستند که هیچ گونه عارضه و نقص مختل کننده در بدن آنها وجود ندارد و بدون کمک دیگران فعالیتهای شخصی و اجتماعی خود را به راحتی انجام می دهند.(اسلامی نسب، 1372).

جنسیت: در این پژوهش زن و مرد بودن افراد، از لحاظ دارا بودن ویژگی های جسمانی زنانه و مردانه می باشد.

نگرش: نگرش یک حالت آمادگی ذهنی و عصبی است، که از طریق تجربه سازمان می یابد، و بر واکنش فرد نسبت به تمامی موضوعها و موقعیتهای وابسته به نگرش تاثیر مستقیم و پویا بر جای می گذارد.(گوردون آلپورت،1935).

فصل دوم

گستره نظری پژوهش

1-2 تاریخچه معلولیت(از گذشته تا کنون)معلولیت همراه با پیدایش انسانها است و قدمتی همپای تاریخ بشر دارد.مروری بر تاریخچه معلولیت نشان می دهد که در هر دوره ای از تاریخ، در هر فرهنگ و تمدنی و در همة طبقات اجتماعات گوناگون، افرادی وجود داشته اند که از نظر فعالیتهای اجتماعی و کنش های ذهنی پایین تر از حد طبیعی عمل نموده و اگر چه نیازمند توجهات ویژه ای بوده اند، با این حال نه تنها به خواسته ها و امور اجتماعی و رفاهی آنان تا قبل از قرن نوزدهم چندان واقعی نهاده نشده است بلکه مطالعه در زندگی معلولین در سراسر تاریخ آشکار کنندة این حقیقت تلخ است که، رفتار غالب جوامع با این گروه از افراد به ویژه عقب ماندگان ذهنی، ظالمانه و بدور از هرگونه عدالت اجتماعی و رفتارهای انسانی نیز بوده است.(حلم سرشت و دل پیشه 1371).

جوامع بدوی و قبایل اولیه بشر که سخت برای بقاء خود تلاش می نموده اند افراد ضعیف و معلول را که در تلاش زندگی مؤثر محسوب نمی شدند طرد می کردند، اسپارتها کودکان ناقص را طعمة گرگها می ساختند و مردم مفلوج را به امواج خروشان رودخانه ها می سپردند.در بسیاری از نمونه های باستانی مرسوم بوده که در سالهای قحطی تعدادی از افراد معلول را قربانی یا سنگسار می نمودند.اعتقاد به ارواح خبیث و حلول آنها در جسم معلولین تا قرن اخیر در بسیاری جوامع از جمله در اروپا شایع بوده است.

در کلیه ادیان بزرگ جهان از جمله دین مبین اسلام مفهوم کمک و دستگیری از بیچارگان و عاجزین و ناتوانان را به نگرش حمایتی دین از معلولین و نیازمندان تعبیر و تفسیر کرده است.در دین اسلام رسیدگی به وضع این قبیل مردم به عنوان یک وظیفه برای مسلمین توصیه شده است.چنانچه پیامبر اکرم(ص) فرمودند: و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً.اگر کسی یک فرد را نجات دهد مثل این است که تمام بشریت را نجات داده است(سورة مائده، آیه 32).(اسلامی نسب،1372).

بطور کلی در تاریخ عقاید و نظرات مردم نسبت به معلولین به ویژه کسانی که عقب افتادگی روانی و ذهنی داشته اند، منعکس کنندة نظرات اجتماعی آن زمان بوده و فرهنگ خاص ملت ها در ان عقاید و نظرات تاثیری شگرف داشته است.

خوشبختانه در عصر حاضر عقاید اجتماعها در مورد این گروه از افراد جامعه بر اثر گذشت زمان و پیشرفت چشم گیر در دانش و تکنولوژی و تلاش بی وقفه دانشمندان و محققین همچون، سگین، مونتسوری، هاوگوگن بول، آلفرد بینه و.. که در امر تعلیم و تربیت معلولین خدمات بسیار ارزنده ای انجام داده و پذیرفته شدن آنان را در کنار دیگران در جامعه بعنوان حق مسلمی برای این قبیل از افراد مطرح و دنبال نموده اند، تفاوت محسوسی را با گذشته نشان می دهد به نحوی که در حال حاضر در اکثر جوامع و ملل، معلولین تحت توجهات ویژه ای قرار گرفته و این امر در جهت سرویس دهی هر چه بهتر به منظور تامین هر چه بیشتر استقلال فردی آنان همواره در بسط و توسعه می باشد.

در مورد بیشتر استقلال فردی آنان همواره در بسط و توسعه می باشد.در مورد واژه معلولیت، تعاریف و تعابیر وختلفی انجام گرفته است و برای معلولین نیز مشخصاتی را برشمرده اند لیکن طبق آخرین تعریف علمی که توسط سازمان جهانی بهداشت1 در سال 1981 در مورد معلولیت ارائه گردیده است، معلولیت را "ایجاد اختلال در رابطه بین خود و محیط" تعریف کرده است.

به بیان دیگر معلولیت عبارت است از مجموعه ای از عوامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و یا ترکیبی از آنها که به نحوی در زندگی شخص اثر سوء بر جای گذارده و مانع2 ادامه زندگی وی به صورت طبیعی می گردد.چنین فردی اصطلاحاً معلول نامیده می شود و غالباً به دلیل عدم امکان زندگی مستقل از نظر شخصی و اجتماعی نیازمند توانبخشی 3 می باشد.بنابراین معلولیت به ناتوانی4 در انجام تمام یا قسمتی از ضروریات عادی زندگی فردی یا اجتماعی به علت وجود یک نقص مادرزادی یا عارضی در قوای جسمانی یا روانی اطلاق می شود.

هنگامی که سازمان ملل، سال 1981 را سال معلولین اعلام کرد تمام ممالک دنیا همبستگی خود را، در حمایت از معلولین و بازتوانی و تطابق مجدد آنها با دنیای کار و زندگی اعلام داشتند، گروهی از این ممالک که از نظر پیشرفت های علمی و بهداشتی و اعتلای سطح زندگی در حد بالایی قرار داشتند، توانستند اقدامات خود را در این راه بیش از پیش توسعه داده و تقویت نمایند ولی گروهی که به دلایل متعدد در حد پایین تری بودند توانستند حمایتی را که شایسته انسانیت و نوعدوستی است در حق همنوعان خود به جا آورند، در حالی که این گروه از جوامع بشری بیش از دیگران نیاز به اقدام داشتند.

چرا که طبق امار سازمان جهانی بهداشت از حدود 500 میلیون معلول جهان قریب به 80 درصد آن در این کشورها سکونت دارند و مخارجی که در این کشورها برای آنان صرف می شود، 20 درصد مخارج جهانی ان است، بدین معنی که 80 درصد مخارج جهانی صرف 20 درصد معلولین در کشورهای پیشرفته می گردد.مسئله قابل توجه دیگر اینکه، از این 500 میلیون معلول در جهان قریب به 3/1 آن را کودکان تشکیل می دهند.یعنی انسانهائی که در سر آغاز زندگی هستند و باید یک عمر با معلولیت در این جهان بسربرند.مواردی که در زیر به آنها اشاره می گردد مربوط به اعلامیه سازمان ملل متحد درباره حقوق معلولین می باشد که در سال 1975 به تصویب کشورهای عضو رسیده است.

  1. منظور از معلول، کسی که به علت نقص جسمی یا روحی (چه مادرزادی و چه غیر آن) تا حدی یا به کلی از تامین ضرورت های زندگی عادی فردی و یا اجتماعی ناتوان است.
  2. معلولین باید از تمام حقوقی که در این اعلامیه مقرر شده برخوردار شوند در اعطای این حقوق به معلولین نباید هیچ گونه استشناء و تمایز و تبعیض بر پایه نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی و غیر آن، ملیت و پایگاه اجتماعی، میزان ثروت، وضع تولد یا هر وضع دیگری که به معلول و یا خانواده اش مربوط می شود وجود داشته باشد.
  3. حفظ حیثیت انسانی معلولین حق ذاتی آنهاست.معلولین نیز صرف نظر از علت، کیفیت و شدت نقص و ناتوانائیشان دارای همان حقوق اساسی هستند که سایر هموطنان انها ازآن برخوردارند حق برخورداری از یک زندگی دلپذیر و حتی المقدور عادی، در راس این حقوق قرار دارد.
  4. معلولین دارای همان حقوق مدنی و سیاسی هستند که انسانهای دیگر از آنها برخوردارند و اعلامیه های مربوط به حقوق اشخاص عقب افتاده، ناظر بر رفع هر نوع محدودیت یا نقص این حقوق در مورد معلولین روانی است.
  5. باید اقداماتی به عمل آورد تا معلولین بتوانند حتی المقدور متکی به خود باشند.
  6. معلولین حق برخورداری از معالجات پزشکی، روانی و ناتوانی از جمله به کمک اعضای مصنوعی، توانبخشی، طبی و اجتماعی، تحصیلات، تعلیمات حرفه ای، مشورت، اشتغال و غیره را دارند تا بتوانند قابلیت ها و استعدادهای خود را به حد اعلاء ارتقاء دهند و سریعاً به زندگی اجتماعی بازگردند.
  7. معلولین حق برخورداری از امنیت اقتصادی و اجتماعی و حق برخورداری از یک زندگی دلپذیر را دارند آنان موافق استعدادهای خود، حق استخدام شدن و اشتغال به حرفه های سودمند و مولد و عضویت در اتحادیه های کارگری را دارند.
  8. مقتضی است نیازهای خاص معلولین در تمام مراحل برنامه ریزی اقتصادی و اجتماعی مد نظر باشند.
  9. معلولین حق زندگی کردن با خانوادة خود یا خانواده ای که آنان را به فرزندی قبول می کند و حق شرکت در تمام فعالیتهای اجتماعی، تولیدی و یا تفریحی را دارند. و هیچ معلولی را نمی توان ملزم به سکونت در محل متفاوت کرد مگر آنکه وضع وی و نفع وی ، مستلزم سکونت در آنجا باشد . چنانچه سکونت معلول در یک محل خاص اجتناب ناپذیر باشد.محیط و شرایط زیست وی در آنجا باید تا حد امکان نزدیک به شرایط زندگی افراد عادی همسن او باشد.
  10. معلولین باید در قبال هر گونه استثمار، مقررات و رفتار تبعیض آمیز، اهانت آمیز و ناشایست مورد حمایت قرار گیرند.
  11. معلولین به هنگام لزوم باید حق برخورداری از کمک های حقوقی برای حمایت از نفس و دارائیشان را داشته باشند چنانچه معلولی به محاکمه کشیده شود، دادگاه باید وضع جسمی و روانی او را کاملاً در نظر بگیرد.
  12. مشورت با سازمانهای معلولین در مورد مسایل مربوط به حقوق معلولین ، سودمند خواهد بود.
  13. معلولین، خانواده ها و جامعه های آنان را باید بهر طریق مناسب نسبت به حقوقی که در این اعلامیه قید شده است اگاه کرد.(حلم سرشت و دل پیشه، 1371).


تحقیق ازدواج

سپاس خداى را که تیرهاى اندیشه درباره شگفتیهاى آفرینش او به جایى نرسد، و عقل و خرد به هنگام تفکر در بدایع نخستینش جز آنکه سرگردان و متحیر بماند، راه به جایى نبرد، در صورتى که همواره نعمتهاى لطیف او براى جهانیان یکى پس از دیگرى ، چه بخواهند و چه نخواهند استمرار دارد؛
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 13
فرمت فایل doc
حجم فایل 59 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 61
تحقیق ازدواج

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر
مقدمه

سپاس خداى را که تیرهاى اندیشه درباره شگفتیهاى آفرینش او به جایى نرسد، و عقل و خرد به هنگام تفکر در بدایع نخستینش جز آنکه سرگردان و متحیر بماند، راه به جایى نبرد، در صورتى که همواره نعمتهاى لطیف او براى جهانیان یکى پس از دیگرى ، چه بخواهند و چه نخواهند استمرار دارد؛ و از جمله الطاف زیبایش آن است که از آب بشرى را آفرید و او را وابسته و خویشاوند قرار داد و بر مخلوقات شهوت را مسلط کرد تا بدان وسیله ناخواسته وادار به تولید مثل شوند و از این راه به حکم جبر و بدون اختیار نسلشان باقى بماند؛ وانگهى مساءله انساب را مهم شمرده و به آن ارج نهاده است و بدان وسیله زنا را حرام داشته و به خاطر منع و جلوگیرى از آن این عمل را سخت زشت شمرده و ارتکاب آن را هرزگى و کار زشت دانسته است و مردم را به ازدواج دعوت کرده و به صورت امرى مستحب و فرمانى الهى بر آن تشویق کرده است .

پاک و منزه است خداوندى که مرگ را بر بندگان مقرر فرموده و بدان وسیله آنان را محکوم به مرگ و در هم شکستگى کرده و از طرفى بذر نطفه ها را در زمین رحمها پراکنده ساخته و افراد جدیدى از آن به وجود آورده و آن را وسیله جبران مرگ قرار داده است ، تا آنان را آگاه کند که دریاى مقدرات او از لحاظ سود و زیان ، خیر و شر، دشوار و آسان ، پیچیده و گسترده ، براى جهانیان فیض بخش است .

و درود بر محمّد (ص ) که براى بیم و امید دادن برانگیخته شده است و بر آل و اصحاب او، درودى که حسابگران از عهده شمارش و اندازه آن برنیایند و سلامى فراوان بر ایشان باد!

بارى ، براستى که ازدواج پشتوانه دین و خوار کننده شیاطین و در مقابل دشمن خدا دژ استوارى است و وسیله زیاد شدن افرادى است ک سرور انبیا (ص ) بدان وسیله بر دیگر پیامبران مباهات مى کند. بنابراین چقدر بجاست که وسایل ازدواج را فراهم و آداب و سنن آن را حفظ کنند. از این رو باید اهداف و نیازمندیهاى آن را شرح و فصول و ابواب آن را تفضیل داد و آن مقدار از احکام نکاح را که داراى اهمیت است در سه باب به شرح زیر بیان مى شود:

باب اول در تشویق به ازدواج کرد و ازدواج نکردن .

باب دوم در آدابى که باید در عقد و عقد کنندگان رعایت شود.

باب سوم در آداب معاشرت پس از عقد تا زمان جدایى .

باب اول : در تشویق به ازدواج و یا ترک آن

بدان که دانشمندان درباره فضیلت ازدواج اختلاف نظر دارند. بعضى از آنها در این باره تا آنجا مبالغه کرده اند که تصور کرده اند ازدواج بالاتر از اشتغال به عبادت خداست و گروهى دیگر به ارزش آن اعتراف دارند، اما آن را مقدم بر اشتغال به عبادت ندانسته اند؛ البته در صورتى که نفس ، اشتیاق زیادى به ازدواج پیدا نکند به حدى که شخصى را پریشان حال کرده به سرکشى وادارد. عده دیگرى گفته اند: در این زمان بهتر است ازدواج نکنند، هر چند در زمانهاى قدیم ازدواج فضیلت داشته ، آن هم موقعى که کار و کسب رونق داشته و اخلاق غالب زنان پسندیده بوده است .

با توجه به این اختلاف نظرها حقیقت روشن نخواهد شد، مگر اینکه نخست اخبار و آثارى را که در تشویق به ازدواج و یا منع از ازدواج رسیده ، بیان کنیم و سپس فواید و پیامدهاى ناهنجار آن را توضیح دهیم تا فضیلت ازدواج و یا ترک ازدواج درباره کسى که از آفات آن در امان است و یا در امان نیست ، روشن شود.

ترغیب به ازدواج

اما از آیات ؛ خداى متعال فرموده است : (( و انکحوا الا یامى منکم )) (۲۱۵) که امر به ازدواج مى فرماید، و نیز فرموده است : (( فلا تعضلوهن ان ینکحن ازواجهن ، )) (۲۱۶) که از ازدواج نکردن نهى مى کند؛ و نیز در وصف و ثناى پیامبران مى فرماید: (( و لقد اءرسلنا رسلا من قبلک و جعلنا لهم ازواجا و ذریة ، )) (۲۱۷) که در معرض منت گذارى و اظهار فضل چنان فرموده است . و نیز به گونه درخواست در قالب دعا، اولیاى خود را ستوده و مى فرماید:

(( والذین یقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین )) (۲۱۸)

بعضى گفته اند: خداى تعالى در قرآن مجید، هیچ پیامبرى را نام نبرده است مگر آن که متاءهل بوده است از این رو گفته اند: یحیى - على نبینا و آله و علیه السلام - ازدواج کرد، اما همبستر نشد، گفته شد؛ حضرت یحیى براى رسیدن به فضیلت و اجراى سنت ازدواج کرد! و بعضى گفته اند: به خاطر چشم فرو هشتن از نامحرمان ازدواج کرد. و اما عیسى - على نبینا و علیه السلام - وقتى که از آسمان به زمین فرود آید، ازدواج خواهد کرد و صاحب فرزند خواهد شد.

اما اخبار: رسول اکرم (ص ) فرماید: (( نکاح سنت من است ، هر که سنت مرا دوست دارد پس باید به روش من رفتار کند.)) (۲۱۹)

اخبارى که به ازدواج تشویق مى کند

و نیز فرمود:

(( ازدواج کنید تا افزون شوید که من روز قیامت به جمعیت شما افتخار مى کنم حتى به جنینى که سقط شده است .)) (۲۲۰)

و فرمود: (( هر که از سنت من اعراض کند، از من نیست ، براستى که نکاح سنت من است و هرکه مرا دوست دارد باید به سنت من عمل کند.)) (۲۲۱)

و نیز فرمود:

(( هرکه از ترس فقر و عائله مندى ازدواج را ترک کند از ما نیست .)) (۲۲۲)

آن حضرت فرمود: (( هر که از شما توان مالى دارد، باید ازدواج کند که ازدواج براى فروهشتن چشم و حفظ ناموس بهتر است و هرکه توان مالى ندارد باید روزه بگیرد که روزه دارى مانع شهوت است .)) (۲۲۳) این حدیث شریف دلیل بر آن است که علت ترغیب به ازدواج همان بیم از فساد در چشم و شهوت است .

در این حدیث روزه را باعث (( وجاء)) دانسته است . وجاء عبارت از کوبیدن خصیتین جوان نر به منظور از بین بردن نرى اوست ، بنابراین به طور استعاره براى ناتوانى از آمیزش - به وسیله روزه دارى - آورده شده است .

پیامبر (ص ) فرمود:

(( هرگاه کسى که دین و امانتدارى اش مورد رضایت شما بود به خواستگارى آمد، با ازدواج با وى موافقت کنید و اگر نکنید روى زمین فتنه و فساد فراوان خواهد شد.)) (۲۲۴) و این حدیث شریف نیز علت و دلیلى براى تشویق و ترغیب به ازدواج به دلیل بیم از فساد است .

و نیز فرمود: (( هر که براى رضاى خدا ازدواج کند و براى خدا امکانات ازدواج شخصى را فراهم آورد، استحقاق ولایت الهیه را پیدا مى کند.)) (۲۲۵)

و آن بزرگوار فرمود: (( هر کس ازدواج کند، در حقیقت بخشى از دینش را تاءمین کرده است . بنابراین نسبت به بخش دیگر آن باید از خدا بترسد.)) (۲۲۶)

این حدیث شریف هم اشاره دارد بر اینکه فضیلت ازدواج به خاطر آن است که به منظور جلوگیرى از فساد از مخالفت با آن دورى کنند و گویا آنچه بیشتر باعث فساد در دین شخص مى شود شهوت و شکم اوست و با تزویج جلوى یکى از این دو گرفته مى شود.

و نیز فرمود : (( تمام اعمال فرزند آدم (با مردن ) گسسته مى شود بجز سه چیز - از جمله فرمود: - فرزند صالحى که براى او دعا کند. تا آخر حدیث )) (۲۲۷) که جز به وسیله نکاح ، فرزند صالح به دست نیاید

مى گویم :

از طریق خاصه نیز روایتى در کافى با اسناد خود از امام صادق (ع )، به نقل از پدرانش (ع ) نقل شده که آن حضرت مى گوید: (( رسول خدا (ص ) فرمود: یک فرد مسلمان پس از اسلام هیچ بهره اى به دست نیاورده است که بالاتر از همسر مسلمانى باشد که هرگاه بر او نظر کند باعث شادمانى او گردد و هرگاه دستورى دهد اطاعت کند و در غیاب او، جان و مالش را حفظ کند.)) (۲۲۸) و نیز به اسناد خود از آن حضرت نقل کرده : (( رسول خدا (ص ) فرمود: تزویج کنید و به همسرى درآورید! بدانید که از بهره مندى و خوشبختى انسان ، ازدواج کردن و دادن هزینه دامادى است ، و هیچ چیزى نزد خداى عز و جل محبوب تر از خانه اى نیست که در اسلام به وسیله ازدواج آباد شود و هیچ چیزى در نزد خداى عز و جل مبغوض تر از خانه اى نیست که در اسلام به وسیله جدایى - یعنى طلاق - ویران گردد. سپس امام صادق (ع ) فرمود: خداى متعال درباره طلاق تاءکید فرموده و خشم خود را نسبت به جدایى زن و مرد چندین بار بیان کرده است .)) (۲۲۹)

و نیز به اسناد خود از آن بزرگوار نقل کره است : (( دو رکعت نمازى را که شخص ‍ ازدواج کرده به جا آورد بهتر از هفتاد رکعتى است که فرد مجرد به جا آورد.)) (۲۳۰)

و به اسناد خود از آن حضرت نقل کرده است : (( رسول خدا (ص ) فرمود: هرکس ‍ ازدواج کند نصف دینش را تاءمین کرده و باید نسبت به نصف دیگر - و یا باقیمانده آن - از خدا بترسد.)) (۲۳۱)

و با اسنادى از امام صادق (ع ) نقل کرده است : (( رسول خدا (ص ) فرمود: پست ترین مردگان شما افرادى هستند که عزب بمیرند.(۲۳۲)۹

و نیز به اسناد خود از آن حضرت نقل کرده است ، فرمود: (( وقتى که حضرت یوسف برادرش را ملاقات کرد، گفت : برادر چگونه بعد از من توانستى با زنان ازدواج کنى ؟ جواب داد: پدرم - یعقوب - مرا ماءمور به ازدواج کرد و گفت : اگر مى توانى داراى فرزندانى باشى که زمین را با تسبیح خدا سنگین کنند، ازدواج کن .)) (۲۳۳)

و با اسنادى از امام صادق (ع ) نقل کرده است : (( امیرالمؤ منین (ع ) فرمود: ازدواج کنید که رسول خدا (ص ) فرمود: هر کس دوست دارد از سنت من پیروى کند، همانا ازدواج از سنت من است .)) (۲۳۴)

و به اسناد خود، از آن حضرت نقل کرده است که فرمود: (( مردى نزد پدرم آمد، پدرم پرسید: آیا شما همسر دارید؟ عرض کرد: خیر. پدرم فرمود: دو رکعت نمازى که مردى همسر دار به جا آورد با فضیلت تراز آن است که مرد بدون همسرى شبها مشغول عبادت و روزها روزه دار باشد. آنگاه پدرم ، هفت دینار به او داد و فرمود: با این مبلغ ازدواج کن ، و بعد گفت : رسول خدا (ص ) فرموده : تاءهل اختیار کنید که روزى تان بیشتر مى شود.)) (۲۳۵)

و نیز به اسناد خود از آن حضرت نقل کرده است : (( هرکه از ترس نیازمندى و فقر ازدواج از ترک کند، به خدا بدبین شده است .)) (۲۳۶)

و با اسناد خود از آن حضرت نقل کرده است که فرمود: (( مردى خدمت پیامبر (ص ) رسد و از نیازى که داشت به حضور آن بزرگوار شکوه کرد، پیامبر فرمود: ازدواج کن ، آن مرد ازدواج کرد و روزى اش فراوان شد.)) (۲۳۷)

و نیز به اسناد خود، نقل کرده ، مى گوید: (( از امام صادق (ع ) راجع به این حدیث پرسیدند که مردم نقل مى کنند؛ مردى خدمت پیامبر (ص ) آمد، و از نیازمندى خود، شکایت کرد. پیامبر او را ماءمور به ازدواج کرد، و او دستور پیامبر را اجرا کرد،... آیا چنین حدیثى درست است یا نه ؟ امام صادق (ع ) فرمود: آرى این حدیث درست است و بعد افزود: روزى به همراه زنان و عیال است .)) (۲۳۸)

و با اسناد خود از آن حضرت به نقل از پدرانش آورده است : (( رسول خدا (ص ) فرمود: هرکس از بیم فقر و تنگدستى ازدواج را ترک کند، به خدا بدگمان شده است ، زیرا خداوند عز و جل مى فرماید: (( ان یکونوا فقراء یغنهم اللّه من فضله )) )) (۲۳۹) - (۲۴۰)