دسته بندی | فیزیک |
بازدید ها | 16 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 72 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 12 |
*مقاله درباره خواص اینرسی سطوح افقی*
7.1) گشتاور ماند یک سطح افقی
7.2) گشتاور ماند قطبی یک سطح مقطع افقی
7.3) قضیه محورهای موازی (یا تئوری انتقال) برای گشتاور ماند/ شعاع دوران
7.4) روش سطوح مرکب
در این بخش خواص اینرسی سطوح افقی را مطالعه می کنیم. یک دلیل برای مطالعه این موضوع در استاتیک این است که این خواص در قواعد تعیین برآورد نیروی هیدرواستاتیک (فشار اب عمق یا فشار ایستایی) روی یک حجم غوطه ور، ظاهر میشوند. (که در بخش 8.2 آزمایش می کنیم) یک دلیل مهم تر برای این مطالعه این است که بعضی مواقع به عنوان یک پیش نیاز برای دوره های مقاومت مصالح (یا تغییر شکل پذیری اجسام) که از استاتیک پیروی می کند، در نظر گرفته می شود.
در دوره های بعد، دانشجو می فهمد که فشار روی یک تیر بارگذاری شده متقاطع (عرضی)، تحت شرایط خاص اما مهم، گشتاور مانند بخش های تقاطع تیر نسبت عکس دارد.
بطور مشابه خمش تیر با گشتاور ماند که قسمت مقاومت را برای شکیت تیر نسبت عکس دارد.
همینطور گشتاور ماند قبلی یک معیار در پایداری محور انتقال بنده در پیچش، یا چرخش میباشد.
چهار قسمت اولیه در این بخش می تواند توسط دانشجویی که تنها با انتگرال ساده آشنایی دارد خوانده شود. اینها بخش هایی هستند که بطور معمول در دوره اولیه مکانیک دگردیس پذیری مورد نیاز میباشد. سه بخش آخر، از انتگرال های دوگانه در زمانیکه با اجسام است سر و کار داریم، استفاده می کنند.
گشتاور ماند جرم در دینامیک مورد نیاز می شود، ما این موضوع مرتبط را در دومین سطح در جاییکه بحث ایجاب کند را بررسی می کنیم.
7.1) گشتاور ماند یک سطح افقی
برای سطح افقی نشان داده شده در شکل، گشتاور ماند نسبت به محور x و y چنین تعریف می شوند: Ix و Iy
این تعریف روشن می سازد که چرا یک گشتاورماند، گشتاور دوم نامیده می شود، به خاطر مربع کورن فاصله از محور x برای Ix(و از محور y برای Iy)
ما گشتاور اولیه را در بخش 6 نسبت به یک مفهوم مرکز ثقل دیدیم.
دسته بندی | فیزیک |
بازدید ها | 9 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 10 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 12 |
*تحقیق درباره چرا نمی ترکیم*
از این جزئیات که بگذریم، حال میدانیم که مولکولها همدیگر را جذب میکنند.
سوالی که پیش میآید این است که پس چرا همه مولکولها به هم نزدیک نمی شوند و همه دنیا به هم نمی چسبد؟
جواب این سوال این است که مقدار نیروی بین مولکولها بسیار وابسته به فاصله مولکولها است و حتی اگر مولکولها به هم از یک حدی نزدیکتر شوند، این نیرو به دافعه تبدیل میشود. در واقع نمودار نیرو بر حسب فاصله دو مولکول به شکل زیر است.
می بینید که در فاصله نیرو برابر صفر است. یعنی فاصله تعادل دو مولکول، اگر باشد نیرو جاذبه و اگر باشد نیرو دافعه میشود.
پس مولکولها اگر دست خودشان باشد در فاصله از هم قرار میگیرند. مگر اینکه بکشیمشان یا هولشان دهیم. خیلی خوب ... حال ببینیم این نیروهای بین مولکولها جدا از اینکه مولکولها را کنار هم نگه میدارند، چه پدیده های دیگری را نیز باعث میشوند.
اول از همه چسبیدن!
تا حالا فکر کردید که چه عاملی باعث چسبیدن دو تا ماده به هم میشود یا اینکه چسبها اصلا چه چه جوری کار میکنند؟!
یا چه میشود که همه از یک نوع چسب راضی هستند؟!
خوب در واقع چسب ماده ای هست که نیروهای بین مولکولی بین مولکولهای آن با مولکولهای مواد دیگر خیلی قوی است.
آهان راستی این را یادم رفت بگویم که لزومی ندارد مولکولها از یک جنس باشند یعنی مربوط به یک ماده باشند تا نیروی بین مولکولی وجود داشته باشد، بلکه اگر مولکولها با هم فرق هم داشته باشند باز نیروهای مولکولی با همان ویژگی های طرح شده وجود دارند.
به حالت اول یعنی بین مولکولهای یک ماده ، نیروهای پیوستگی و به حالت دوم یعنی نیروهای بین مولکولی دو یا چند ماده نیروهای چسبندگی میگوییم. در اصل چسب ماده ای است که نیروهای چسبندگی مولکولهای آن زیادند.
خوب دوباره برگردیم سر نیروهای پیوستگی...آزمایش کشتی کاغذی را انجام دادید؟
دسته بندی | شیمی |
بازدید ها | 32 |
فرمت فایل | doc |
حجم فایل | 56 کیلو بایت |
تعداد صفحات فایل | 45 |
*مقاله درباره تولید مجدد رنگ طیفی*
تولید مجدد رنگ طیفی
1- مقدمه
2- طیف
3- روش میکروریز پراکندگی عکس رنگی
4- روش لیپمان
5- استفاده از رنگهای indenticad
6- یک روش ساده شده
1-1- مقدمه
سیصدوپنجاه سال قبل از این تاریخ یک دانشجو فیزیک در دانشگاه کمبریج با این موضوع علمی مواجه میشد که سفید رنگی است که نور را در هر جهت بطور واضح تخلیه مینماید. سیاه رنگی اسن که اصلاً نور را منتشر و تحلیه نمیکند قرمز رنگی است که کمی واضحتر ازمقدار معمول نور را منتشر میکند آبی یک نور ویژه است ذرات سفید و سیاه منتشر میشود و رنگ آبی دریا از سفیدی نمک نمک موجود در آب دریا و از سیاهی آب خالصی که در آن نمک حل میشود بوجود میآید…! تعجبی ندارد که pope چننی بنویسد: قوانین طبیعت در شب نهفته است و خدا گفت» که نیوتن خلق شود و همه چیز روشن شد« .
در سال 1666 آیزاکنیوتن سنگ بنای علم بزرگ را قرار داد هنگانی که متوجه شد که نورخورشید که سفید نامیده میشود مخلوطی از تمام رنگهای طیف میباشد و این موضوع نقطه آغاز بررسی مبانی تولید مجدد رنگ میباشد.
1-2- طیف
فرض کنید که ما عکس رنگی از یک خیابان را در روز روشن تهیه کنیم تمام نوری که بر روی خیابان میافتد از خورشید بطور مستقیم میآید هنگامی که آسمان صاف است یا پس از نفوذ توسط ابرها اگر آسمان ابری باشد یا پس از پراکندگی در اتمسفر اگر آبی آسمان موجود باشد از آنجائیکه نور خورشید مخلوطی از تمام رنگهای طیف میباشد صحنه خیابان ما با چنین مخلوطی روشن میشود و بعضی از مؤلفههای این مخلوط با اشیای طبیعی معینی آشکار میشوند شاخ و برگ درختان دارای یک مادة رنگی به نام کلروفیل است که دارای خاصست جذب نور آبی و قرمز میباشند ونور سبز را انتقال میدهد و بنابراین وقتی که نور سفید به شاخ و برگ برخورد میکند آنها اجزای آبی و قرمز( از نور سفید) را جذب میکند و فقط اجزای سبز رنگ توسط آنها منعکس میشود و به چشم ما میرسند و میگوئیم که ما شاخ و برگ درختان را سبز میبینیم بطور مشابه اگر در خیابان منارة بقالی که سبزی بفروش میرساند برویم و گوجهفرنگیها را تماشا کنیم آنها را قرمز میبینیم زیرا نورهای بنفش، آبی، سبز، و زرد را جذب میکند ولی قرمز را منعکس مینماید و اشیاء( گوجهفرنگیها) به همین دلیل قرمز رنگ دیده میشوند. اگر دوباره به خیابان برگردیم پس از تاریک شدن هوا و چراغهای سدیم روشن باشد متوجه میشویم که برگها و گوجهفرنگیها اکنون قهوهای هستند زیرا لامپ روشن فقط دارای نور زرد است و این نور توسط شاخ وبرگ وگوجهفرنگیها جذب میشود و هیچ نور سبزرنگی برای شاخ و برگ وجود ندارد تا منعکس گردد و نور قرمز برای گوجهفرنگیها وجود ندارد و تا معکس گردد، این رنگها نمیتوانند دیده شوند. با این حال لامپ سدیم مورد استثنایی است ولی اکثر منابع نور مشابه با خورشید هستند زیرا معمولاً مخلوطی از تمام رنگهای طیف را منعکس میکنند. این امر دربارة لامپهای فیلامان( رشته)دار، لامپهای فلاش و اکپر لامپهای فلورسنت صدق میکند بنابراین، مقدار رنگهای مختلفی که شیء منعکی میکند معیار مفیدی از خواص رنگ آن جسم را ارائه مینماید. تا اینجا ما فقط دربارة قرمز یا آبی یا نور زرد صحبت مختصری کردیم بدون آنکه دقیقاً تعریف کنیم که به کدام قسمت از طیف آن نور تعلق دارد. از آنجائیکه تمام نور دارای خواص شبیه به موج میباشد و نور در بخشهای مختلف طیف مربوط به امواج با طول موج مختلف است مناسب آن است که هر رنگ طیف را توسط طول موج آن نور تعریف کنیم طول موجها همگی بسیار کوتاه هستند و واحدهای مناسب اندازهگیری عبارتاند از میکرون یا میکرومتر(mm) میباشد که میلیونیم متر است میلیمیکرون که یک هزارم میکرون میباشد که ذانومتر یا یکهزار- میلیونیم متر نام دارد
و آنگسترم که یک ده-هزارم یک میکرون است. در بقیه این کتاب ما از نانومتر استفاده میکنیم. رنگهای طیف اصلی تقریباً باندهای طول موج زیر را اشغال میکنند.